تبليغاتX
zero زیر ذره بین
ناگفته هایی از نشریه ساعت صفر

بسم رب المهدی

سلام خدمت همه شما عزیزانی که واقعا این همه واسه آقا تلاش می کنین.

تشکر منو بپذیرین، و من رو به خاطر این نامه رکی که می نویسم ببخشین.

البته این فقط یه مقدار از حرفهای من هستش. اگه توفیق همکاری داشتیم بقیه رو به شرط عمر و سلامت یه وقت دیگه خدمتتون عرض می کنم.

 

صفحه نخست این نشریه اصلا جذاب نیست. مخصوصا برای قشر جوان.

هدف شما از راه اندازی و ادامه این نشریه چیه؟ احتمالا جذب جوانان به مقولات مهدوی.

این هدف مقدسیه. اما باید واقعا کار کرد.

به نظر من با این صفحه اول نشریه هیچ کس جذب نمیشه. چون یه مقدار قدیمی به نظر میرسه.

مثلا این  عینک و روزنامه واقعا آدم رو به یاد پدر بزرگها میندازه. مخاطب شما قشر جوون هستند. همین صفحه اول هستش که به بیننده میگه تا آخر چه خبره.

حتی اون تقسیم بندی که در پایین شده برای هر بخش، اون هم عکسهای جالب و جذاب و جدیدی نیست.

بهتره اول تو این زمینه ها تواناییهای نشریه خودمون رو تقویت کنیم بعد ارائه بدیم.

جوان باید تا صفحه اول رو باز می کنه واقعا احساس کنه که وارد یک دنیای دیگه شده. دنیایی که می تونه اونو از دغدغه های روزمره بیرون بیاره و به او امید بده.

باید علاوه بر مطالب علمی مهدوی یک سیاست دیگه در کنار اون پیاده کنیم که بیننده با یک یا دو بار باز کردن این نشریه شدیدا وابسته بشه و هر روز واسه دلگرمی و رفع خستگی هم که شده یه سر به این نشریه بزنه.

باید این نشریه پل ارتباطی قوی بین جوان و امام زمانش باشه. حالا هم از نظر عاطفی و هم از نظر علمی.

به نظر من باید با احساسات جلو رفت و در لباس احساسات مطالب علمی و تخصصی رو به خورد جوون داد.

مثلا طراحی صفحات اصلا جالب و جذاب نیستند.اصلا. برای هیچ گروه سنی.

متاسفانه فکر می کنم مشکل ما اینه که طراحان ما مهدوی نیستند و مهدویون ما طراح نیستند!

مثلا میشه روی این نشریه یه نوای زیبا گذاشت. یه صدای جذ اب. تو انتخاب موسیقی هم باید خیلی دقت بشه.

سرمقاله خیلی مهمه. معمولا اولین مطلبی که خونده میشه سرمقاله است. از همونجا باید شروع کرد. یه متن احساسی کاملا مهدوی که وقتی جوون اونو خوند، احساس نیاز کنه. احساس نیاز به دانستن معارف مهدویت.

متاسفانه مطالب تخصصی بخش اندیشه یه مقدار برای شروع سطحش بالاست.

نمیدونم چند شماره به مخاطبینتون ارائه دادین. نمیدونم آیا اصلا مطلب سلسله واری هم دارین طوری که مخاطب بی صبرانه منتظر شنیدن بقیه مطلب باشه. حتی میشه همین بخشهای تخصصی رو هم جذاب تر و مفرحترش کرد. آخه بخش تخصصیتون خیلی خشکه. یعنی مطالب کاملا علمی و تخصصی غیر قابل تحمل هستند. حالا شما به خودتون نگاه نکنین که دارین تو یک موسسه مهدوی روز و شبتونو میگذرونین. اونم تو شهر قم. فکر کنین یکی مثل من هم وجود داره که از معارف مهدویت سر در نمیاره. اما شنیده که یک امام زمان هم داره. دلش میخواد در مورد آقا بدونه، اما حوصله خوندن متنهای علمی طولانی و خشک که ازشون هیچی نمی فهمه رو هم نداره. آخه اینها رو تو کتابها هم می تونه پیدا کنه.

با عرض معذرت از سردبیر محترم بخش اندیشه، به نظر من جالب میشه که مطالب علمی با زبان شیرین اورده بشه، اما یه نوآوری هم توش به خرج بدین. مثلا تو یک شماره پایان یکی از این مطالب رو ننویسین و به بحث بذارین. همه خواننده ها بیان نظر خودشونو بدن. بعد جواب صحیح رو بدین و جایزه بدین!

یا یکبار بگین مثلا در مورد منجی در هر دینی هر کس یک سطر بنویسه.

اگه خواننده ببینه میتونه با نویسندگان و مسئولین ارتباط داشته باشه بیشتر جذب میشه.

حجم نشریه خیلی زیاده. آخه توی یک شماره مگه چند تا شعر جا میشه؟ یا چند تا مصاحبه باید گذاشت؟

اگه مطالب کم باشه ولی خواننده بیشتر خیلی بهتره. الان اصلا به نظر نمیرسه که خواننده های زیادی داشته باشه.

به نظرم میرسه باید روی نیروهای انسانی دقت کنین. الان مشخصه که شما بزرگواران همگی تخصص و تجربه فوق العاده ای در این زمینه دارین. اما یک سر هستین و هزار سودا.

باید به شماها خسته نباشید گفت. اما خوب مگه شما به چند تا کار میتونین برسین. بهتره از نیروهای جدید هم عملا استفاده کنین.

متاسفانه این مشغله کاریتون ممکنه باعث بشه که بعضی از قولهایی که میدیدن فراموش بشه. یا حتی نشریه بجای اینکه یکم آنلاین شه، پانزدهم آنلاین شه. و این توجیه فقط برای خودتون قابل قبوله که سرتون شلوغه. اما خواننده ای که یکم منتظره همین پانزده روز تاخیر واسش کافیه که دیگه سراغ این نشریه نیاد.

بازم اگه جسارتی کردم ببخشید. ولی نیت اینه که ان شالله کاری که داره برای آقا انجام میشه، بهتر بشه.

بازم منو ببخشید.

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 7:44  توسط ساحل افتاده  |