سلام
وقتی جناب مستطاب سردبیر العظمای کارآفرین اجازت فرمودند تا دوباره بنگارانیم مطالبی چند در نقد امور، ما نیر دست در ذره بین برده و نگاشتیم.
الغرض...
امروز صبح که وارد محل کار شدیم با صحنه هایی بس فجیع و دلخراش مواجه گشتیم. اتاق نازنین ما توسط عده ای پول به دست مزدور (امور مالی) اشغال شده بود و ما را در میان راهرو آواره کرده بودند. محل کار بکر و نازنین و خلوت ما به امور مالی داده شد و ما را به میان راهرو تبعید کردند.
این آغاز ماجرا بود، چون این تغییر مکان قرار است تمامی دوستان عزیز ما را شامل شود. به نظر ما دوستان صاحب نظر در این مکان دست های پنهانی در کارند تا جمع دوستانه ما را متفرق کنند. وقتی ما را به راهرو تبعید کنند و دوستان ملیکا و نوجوان را به اتاق دیگر و برادران عزیز ساعت صفر را به زندان انفورماتیک، به نظر شما این یعنی چه؟
آیا معنی این اعمال ضد بشری غیر از این است که: «تفرقه ایجاد کن و حکومکت نما». آیا این دستهای پنهان از دوستی و اتحاد ما نمی هراسند؟ آیا...؟
ما به نبود کولر شکایت داشتیم، خودمان را نیز آواره کردند.
مواظب باشید شما اعتراض نکنید که به حال ما دچار شوید.
البته لازم به ذکر است در این فرقه اخیر لااقل در ظاهر دست سردبیر العظمای کارآفرین در کار نیست. البته در ظاهر!! خداوند تنها کسی است که باطن را می داند!!!
به من گفتن (جناب سردبیر گفته
)دیگه این جوری ننویس منم فعلا دیگه نمی نویسم![]()
باز هم اول سلام
چند وقتی بود که سرمان خیلی شلوغ شده بود. نپرسید چرا چون که نمی گویم که به علت این که واحد پرسش و پاسخ مؤسسه در حال برپایی نمایشگاه است و معاونت پژوهش هم درصدد چاپ اولین شماره مجله تخصصی خودش، نتیجه این خواهد شد که سر آچار فرانسههایی مثل ما خیلی شلوغ خواهد بود.
ولی مسائل پیش آمده در این چند روز ما را بر این داشت تا باز هم دست در ذره بین برده و مطلبی بنگارانیم.
وقتی قیمت افراد شاغل در اتاقی از قیمت سرور (server لطفا سَروَر نخوانید
) مؤسسه کمتر باشد، نتیجه این میگردد که کولر اتاقی که در آن در طول روز به طور متوسط 5 نفر شاغل باشند به اتاق سرور منتقل شده و دوستان عزیز ما در گرمای تابستان قم له له بزنند و از گرما به حال غش در بیایند.![]()
ما نمی دانیم تا کی این همه در حق دوستان نشریه الکترونیک ساعت صفر، مجله انتظار نوجوان، مجله ملیکا و معاونت فخیمه آموزش (فخیمه از این روی که ما خود در آن معاونت مشغول به خدمت می باشیم) اجحاف خواهد شد. وقتی در اتاقی به ابعاد 4 متر در 5 متر 3 نشریه در کنار هم در حال خدمترسانی!!! هستند آیا ارزش آن را ندارند که صاحب کولری گازی باشند.
ما نمی دانیم که تا کی این برادران عزیز واحد انفورماتیک ما باید بتازند و بشورند (یعنی شور داشته باشند، لطفاً شست و شو معنا نشود) و بنازند و با کولر گازی بحالند و ما بنالیم و بسوزیم و بسازیم و بکوشیم و خروشی بر نیاریم و در این غم بمیریم.
ما که زورمان به اینها نمی رسد. اگر راهی برای این ضعیف نگاه داشته شدگان مؤسسه، این زحمت کشان بی یاور، این خدمت رسانان!!! کم توقع به نظر شما رسید، زحمت نکشید که به اطلاع ما برسانید، چون ما قبلا همه راه های ممکن را رفته ایم و به جایی نرسیدیم.![]()
به امید حضور حضرت عدالت محور و عدالت پرور که ما دم از او می زنیم و عملمان به او هیچ شباهتی ندارد.
همیشه در خنکای هوای کولر خانهتان به یاد دوستان در گرمای ما باشید![]()
پ.ن: می دانم که بعد از مشاهده این مطلب توسط سردبیر محترم ساعت صفر به طور مخصوصی مورد تفقد قرار خواهم گرفت. چون قبلا تذکر داده بودند که خیلی به این مسائل نپردازید. ما هم که تنمان می خارد و سرمان بوی قرمه سبزی می دهد. پس ما را حلال کنید چون نمی دانیم که سر به سلامت خواهیم برد یا نی!!! ![]()