شروع به نوشتن برای تشکر کمی سخت بود ... نمی دانم چون شاید به تشکر عادت نکرده ایم؟
اما من به زعم خودم به عنوان مخاطبی که کم کم به زیرو خو گرفت و شد یکی از اعضای خانواده زیرو می خواستم از زحمات مدیر داخلی که حالا دیگر استعفا کرده اند تشکر کنم .
ایشون قطعا زحمات زیادی برای زیرو کشیدند و مسلما دلشان هم خیلی برای زیرو می تپیده و هنوز هم می تپد...
امیدوارم که کماکان جناب محسنی زیرو را همراهی و حمایت کنند.
به هر صورت جناب محسنی به خاطر تمام زحماتی که تحت عنوان مدیر داخلی برای زیرو کشیده اید متشکریم.
بالاخره برخی از قول های ما در نشریه الکترونیک ساعت صفر عملی شد.
اول این که وبلاگ نشریه در نشانی زیر راه اندازی شد:
از این پس هر دوستی که می خواهد در وبلاگ نشریه بنویسد، با ثبت نام در سامانه نشریه در همین صفحه می تواند بنویسد و البته نظر هم می توان گذاشت. سامانه منعطفی است و هنوز دارد اشکالاتش برطرف می شود. ان شاء الله از این به بعد در این سیستم می نویسیم.
دوم اینکه بالاخره نشریه سر وقت منتشر شد. یعنی ۲ دی! البته قرار بود یک دی منتشر شود که به علت قطعی اینترنت ما نشد. برای این انتشار سر وقت از کلیه دوستانی که همکاری کردند، تشکر می کنم. آقای محسنی که جای خود دارد!
سوم این که نظرات خود را راجع به این مطلب در صفحه وبلاگ خود نشریه بگذارید. قرار شده است که بچه های نشریه حداقل در هفته یک بار بنویسند. می خواهیم دوباره به ساعت صفر یک تکان اساسی تری هم بدهیم که در آینده می بینید.
در ضمن شماره بعد روز ۱۶ دی ماه منتشر می شود. یعنی هر دو هفته یک نشریه! ببینیم عملی می شود یا نه!
فکر می کنم نظر لطف کسانی که به نشریه همیشه لطف داشته اند، باعث پیشرفت و بهبود کار می شود.
و در آخر این که روز عرفه نزدیک است و قم همیشه شاهد دعای عرفه است. کسی اگر حال دارد، بیاید دعای عرفه! ما در خدمتیم!
اینکه چرا پاسخ گویی را به تاخیر انداختم شاید به دلیل این باشد که تغییرات مورد نظر در ساعت صفر به مرحله ای برسد که قابل طرح باشد. البته این مطلب را بدون هماهنگی با آقای سیدمحسنی و آقای میقیمی می نویسم، به همین دلیل به همه تغییرات اشاره نمی کنم.
نخستین تغییری که نشریه الکترونیک ساعت صفر نیاز دارد، تزریق انگیزه به این نشریه است.
انگیزه برای انتشار این نشریه به چند دسته تقسیم می شود. مهم ترین این دسته بندی ها بالارفتن آمار بازدیدهای نشریه است. هر چه که امار بازدید نشریه بالاتر می رود، انگیزه شخص من هم بیشتر می شود.
انگیزه بعدی من برای نوشتن این است که احساس وظیفه می کنم. به قولی احساس وظیفه دارد خفه ام می کند و می گوید تو که به خلاف خیلی ها می توانی و امکاناتی در اختیارات هست، چرا اقدام نمی کنی؟
تغییر بعدی نشریه، داشتن یک رویکرد محتوایی است. رویکردی همه جانبه که ما را از احساسات ارتقا بدهد و به سمت استدلال سوق بدهد. اگر واقعا منتظر باشیم، باید زمینه سازی کنیم و زمینه سازی نیاز به استدلال دارد. احساسات تنها تا جایی جوابگو است که نخواهیم عمل کنیم. این رویکرد محتوایی از شماره جدید نشریه (۱۶ آذر) شروع خواهد شد.
با شروع رویکرد محتوایی، نیاز زیادی به مشارکت خوانندگان نشریه به عنوان اعضا و همکاران اصلی نشریه احساس می شود. شاید کسی نداند (به جز من و آقای محسنی و مقیمی) که نزدیک به ۱۵۰نفر در سامانه کاربران نشریه ثبت نام کرده اند و به طور مرتب داخل این سامانه می شوند، اما دریغ از یک مطلب یا حتی نظر! در رویکرد جدید نشریه، انتظار داریم که افرادی که اتفاقا بیشتر سنگ نشریه را به سینه می زنند، به طور جدی بنویسند. خود من در این شماره سه مطلب متفاوت دارم. مطالبی که شاید نوشتن هر کدام از آنها ده ها ساعت وقت گرفته است.
برای بالابردن بازدیدهای نشریه نیاز به همکاری دیگری از سوی دوستان و نویسندگان نشریه داریم، و آن قرار دادن لوگوی نشریه در وبلاگ هایشان است. شاید اولین حوزه وبلاگ های مذهبی به وبلاگ های مهدویت اختصاص دارد، اما خیلی از این وبلاگ ها حتی به خبرگزاری مهدویت نیز لینک نداده اند، چه برسد به نشریه الکترونیک ساعت صفر!
در نهایت یکی از تغییرات مهم و کلیدی، انتقال این وبلاگ به داخل نشریه است. سامانه وبلاگ نویسی نشریه مدتی است که کار می کند ولی برای نظر دادن مشکل داشته است که با کمک دوستان شرکت گسترش محتوای مجازی که نرم افزار سایت را به عهده گرفته اند، این مشکل حل شده است. دوستان می توانند با ثبت نام در نشریه و با همان نام کاربری و پسورد وارد سامانه وبلاگ شده و بنویسند. شرح کامل استفاده از این سامانه در پست بعدی که احتمالا پست اخر این وبلاگ خواهد بود، منتشر می شود.
در آخر می خواهم سوالی طرح کنم که دغدغه ذهن خودم است و جوابی برایش تصور نکرده ام: آیا لیاقت آن را خواهیم داشت که در نشریه ای برای دوران پس از ظهور قلم بزنیم؟
بسم رب المهدی
سلام خدمت همه شما عزیزانی که واقعا این همه واسه آقا تلاش می کنین.
تشکر منو بپذیرین، و من رو به خاطر این نامه رکی که می نویسم ببخشین.
البته این فقط یه مقدار از حرفهای من هستش. اگه توفیق همکاری داشتیم بقیه رو به شرط عمر و سلامت یه وقت دیگه خدمتتون عرض می کنم.
صفحه نخست این نشریه اصلا جذاب نیست. مخصوصا برای قشر جوان.
هدف شما از راه اندازی و ادامه این نشریه چیه؟ احتمالا جذب جوانان به مقولات مهدوی.
این هدف مقدسیه. اما باید واقعا کار کرد.
به نظر من با این صفحه اول نشریه هیچ کس جذب نمیشه. چون یه مقدار قدیمی به نظر میرسه.
مثلا این عینک و روزنامه واقعا آدم رو به یاد پدر بزرگها میندازه. مخاطب شما قشر جوون هستند. همین صفحه اول هستش که به بیننده میگه تا آخر چه خبره.
حتی اون تقسیم بندی که در پایین شده برای هر بخش، اون هم عکسهای جالب و جذاب و جدیدی نیست.
بهتره اول تو این زمینه ها تواناییهای نشریه خودمون رو تقویت کنیم بعد ارائه بدیم.
جوان باید تا صفحه اول رو باز می کنه واقعا احساس کنه که وارد یک دنیای دیگه شده. دنیایی که می تونه اونو از دغدغه های روزمره بیرون بیاره و به او امید بده.
باید علاوه بر مطالب علمی مهدوی یک سیاست دیگه در کنار اون پیاده کنیم که بیننده با یک یا دو بار باز کردن این نشریه شدیدا وابسته بشه و هر روز واسه دلگرمی و رفع خستگی هم که شده یه سر به این نشریه بزنه.
باید این نشریه پل ارتباطی قوی بین جوان و امام زمانش باشه. حالا هم از نظر عاطفی و هم از نظر علمی.
به نظر من باید با احساسات جلو رفت و در لباس احساسات مطالب علمی و تخصصی رو به خورد جوون داد.
مثلا طراحی صفحات اصلا جالب و جذاب نیستند.اصلا. برای هیچ گروه سنی.
متاسفانه فکر می کنم مشکل ما اینه که طراحان ما مهدوی نیستند و مهدویون ما طراح نیستند!
مثلا میشه روی این نشریه یه نوای زیبا گذاشت. یه صدای جذ اب. تو انتخاب موسیقی هم باید خیلی دقت بشه.
سرمقاله خیلی مهمه. معمولا اولین مطلبی که خونده میشه سرمقاله است. از همونجا باید شروع کرد. یه متن احساسی کاملا مهدوی که وقتی جوون اونو خوند، احساس نیاز کنه. احساس نیاز به دانستن معارف مهدویت.
متاسفانه مطالب تخصصی بخش اندیشه یه مقدار برای شروع سطحش بالاست.
نمیدونم چند شماره به مخاطبینتون ارائه دادین. نمیدونم آیا اصلا مطلب سلسله واری هم دارین طوری که مخاطب بی صبرانه منتظر شنیدن بقیه مطلب باشه. حتی میشه همین بخشهای تخصصی رو هم جذاب تر و مفرحترش کرد. آخه بخش تخصصیتون خیلی خشکه. یعنی مطالب کاملا علمی و تخصصی غیر قابل تحمل هستند. حالا شما به خودتون نگاه نکنین که دارین تو یک موسسه مهدوی روز و شبتونو میگذرونین. اونم تو شهر قم. فکر کنین یکی مثل من هم وجود داره که از معارف مهدویت سر در نمیاره. اما شنیده که یک امام زمان هم داره. دلش میخواد در مورد آقا بدونه، اما حوصله خوندن متنهای علمی طولانی و خشک که ازشون هیچی نمی فهمه رو هم نداره. آخه اینها رو تو کتابها هم می تونه پیدا کنه.
با عرض معذرت از سردبیر محترم بخش اندیشه، به نظر من جالب میشه که مطالب علمی با زبان شیرین اورده بشه، اما یه نوآوری هم توش به خرج بدین. مثلا تو یک شماره پایان یکی از این مطالب رو ننویسین و به بحث بذارین. همه خواننده ها بیان نظر خودشونو بدن. بعد جواب صحیح رو بدین و جایزه بدین!
یا یکبار بگین مثلا در مورد منجی در هر دینی هر کس یک سطر بنویسه.
اگه خواننده ببینه میتونه با نویسندگان و مسئولین ارتباط داشته باشه بیشتر جذب میشه.
حجم نشریه خیلی زیاده. آخه توی یک شماره مگه چند تا شعر جا میشه؟ یا چند تا مصاحبه باید گذاشت؟
اگه مطالب کم باشه ولی خواننده بیشتر خیلی بهتره. الان اصلا به نظر نمیرسه که خواننده های زیادی داشته باشه.
به نظرم میرسه باید روی نیروهای انسانی دقت کنین. الان مشخصه که شما بزرگواران همگی تخصص و تجربه فوق العاده ای در این زمینه دارین. اما یک سر هستین و هزار سودا.
باید به شماها خسته نباشید گفت. اما خوب مگه شما به چند تا کار میتونین برسین. بهتره از نیروهای جدید هم عملا استفاده کنین.
متاسفانه این مشغله کاریتون ممکنه باعث بشه که بعضی از قولهایی که میدیدن فراموش بشه. یا حتی نشریه بجای اینکه یکم آنلاین شه، پانزدهم آنلاین شه. و این توجیه فقط برای خودتون قابل قبوله که سرتون شلوغه. اما خواننده ای که یکم منتظره همین پانزده روز تاخیر واسش کافیه که دیگه سراغ این نشریه نیاد.
بازم اگه جسارتی کردم ببخشید. ولی نیت اینه که ان شالله کاری که داره برای آقا انجام میشه، بهتر بشه.
بازم منو ببخشید.
التماس دعا
به قول سردبیرالعظمای کارآفرین : «مدتی در کار ما تاخیر شد»
خیلی وقت بود وقت نمی کردم که برای زیر زرو وقت بزارم و بنویسم.
ولی توی این چند روز دو تا خبر خیلی تکونم داد و به فکر فرو رفتم:
۱. چرا باید فیلمی با محتوای پایین و فقط به دلیل بازی دو بازیگر «مانکن» به صدرجدول پرفروش ترین فیلم تاریخ ایران صعود کند. نمی دونید کدوم فیلم را می گم... یه کم فکر کنید... مارمولک؟... نه...! دوئل؟... نه...!
بله درسته فیلم «آتش بس»!!! اون هم به دلیل بازی آقای... و خانم...
۲. چرا باید شایعه ماجرای مبتذل یک بازیگر زن در سطح کشور به موضوع و بحث اول مردم تبدیل شود. به قول دوستی کسی در خلوت خود کاری کرد نباید آن را در بوق و کرنا کرد و آبروی... را بیشتر بریزیم.
راستش نمی خواستم بعد از مدت مدیدی ننوشتن با این موضوع شروع کنم ولی خوب خیلی برام سخت بود.
با وجود چنین بحثها و دلخوشی ها به نظر شما جای امام مظلوممان در زندگی ما کجاست...؟
نظر شما چیه؟
پ ن۱: دل هایمان خیلی گرفته کیست که دوای آن باشد...
پ ن۲: امید است به کسی برنخوره...
پی نوشت: خواستم اول این پست توضیح بدم که نویسنده ی این پست خانم ساحل- افتاده هستند ولی دیدم که حس و حال قشنگ نوشته ممکنه که کم بشه. به هر صورت ایشون لطف کردن و این پست را برای من فرستادن تا در زیرزیرو بذارم.
و انکشف الغطاء و انقطع الرجا
و ضاقت الارض و منعت السماء
و انت المستعان و الیک المشتکی
و علیک المعول فی الشده و الرخا
اللهم صل علی محمد و آل محمد اولی الامر الذین فرضت علینا طاعتهم و عرفتنا بذلک منزلتهم
ففرج عنا بحقهم
فرجا عاجلا قریبا کلمح البصر او هو اقرب
یا محمد یا علی یا علی یا محمد
اکفیانی فانکما کافیان و انصرانی و انکما ناصران
یا مولانا یا صاحب الزمان
الغوث الغوث الغوث
ادرکنی ادرکنی ادرکنی
الساعه الساعه الساعه
العجل العجل العجل
سلام
از همه دوستان و آشنایان و همکارانی که اظهار لطف فرمودند، بسیار سپاسگزارم و امیدوارم که در شادی هایتان شرکت کنم.از صمیم قلب برای همه شما آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت خواستارم.
خب اگر خدا بخواهد شماره ۱۳ نشریه الکترونیک ساعت صفر در حال آماده شدنه. از تمامی همکاران و مخاطبین محترم نشریه تقاضا داریم هرچه زودتر مطالب خودشون رو برای ما ایمیل کنند و حتما در تیتر ایمیل قید کنند " مطلب برای شماره ۱۳ "
حداکثر مهلت ارسال مطالب سه شنبه همین هفته (۲۸ شهریور ماه) میباشد. پس تا دیر نشده بجنبید.
راستی دومین همایش دکترین مهدویت برگزار شد و هیچ خبری از کسی نشد. چرا هیچی درباره همایش دکترین نمی نویسید؟
ما با چند نفر از مخاطبین محترم نشریه که فقط از طریق ایمیل باهاشون در تماس بودیم. از نزدیک صحبت کردیم و کلی استفاده بردیم و ایده های جدید گرفتیم و قرار شد ارتباط بیشتر و نزدیک تری با هم داشته باشیم و با نشریه بیشتر از این همکاری کنن.
اما اون عزیزانی که فرصت نشد در همایش از محضرشون استفاده کنیم هم ما رو تنها نذارن و به ما میل بزنن. و عکس هایی رو که از همایش انداختند رو برای ما میل بزنن و اگر نقدی حرفی پیشنهادی .... از همایش دارن برای ما بفرستن تا با نام خودشون از اونها استفاده کنیم.حتما نظرتون رو درباره همایشی که برگزار شد برای ما بفرستید.
ما هدفمون اینه که کادر هیئت تحریریه رو اونقدر گسترش بدیم که همه مخاطبین و بازدیدکننده های سایت عضو هیئت تحریریه نشریه بشن.و برای ما مطلب بنویسن و با ما همکاری داشته باشن.
راستی یه خبرایی هم بعدها داریم که بعدا بهتون میگم. الانم تازه نباید می گفتم چون فعلا سکرته.
با ما باشید تا آینده .....
خیلی سخته از پشت این دنیای مجازی آدم احساس واقعی خودش را بیان کنه و بگه که چقدر از شنیدن این خبر متاسف شده ...
گرچه من هم یک همکار مجازی به حساب می آیم ... اما این حس دردناک واقعا واقعیه ...
جناب سید محسنی امید وارم تسلیت من را از طرف خودم و تمام دوستانی که مدتی است پر و پا قرص گره خورده ایم با زیرو بپذیرید.
برای ایشان از درگاه باری تعالی مغفرت مسئلت داریم و برای شما و خانواده ی محترمتان صبر.
خدایش بیامرزاد.
خیلی سخته از پشت این دنیای مجازی آدم احساس واقعی خودش را بیان کنه و بگه که چقدر از شنیدن این خبر متاسف شده ...
گرچه من هم یک همکار مجازی به حساب می آیم ... اما این حس دردناک واقعا واقعیه ...
جناب سید محسنی امید وارم تسلیت من را از طرف خودم و تمام دوستانی که مدتی است پر و پا قرص گره خورده ایم با زیرو بپذیرید.
برای ایشان از درگاه باری تعالی مغفرت مسئلت داریم و برای شما و خانواده ی محترمتان صبر.
خدایش بیامرزاد.